با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.مثلا گزینه پ سوال1 را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲و۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.
۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴
۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید:
الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳
۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید:
الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶
۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید:
الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶
۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟
الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸
۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸
۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰
۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴
۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱
۱۰) آیا به نظرتان فرد باهوشی هستد؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳
پاسخ تست:
شخصیت نوع یک:
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.
شخصیت نوع دو:
کاملا" خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.
شخصیت نوع سه:
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.
شخصیت نوع چهار:
مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید
وقتی من دبستان می رفتم یادمه یه شعری توی کتاب فارسی بود که امروز بد جور یادش کردم نمی دونم زمان شما هم این شعر بوده یا اصلا الان هستش یا نیستش:
ما گلــهــای خندانــیـــــــم فرزندان ایـــرانـــیـــــم
خاک ایــــران زمـــیــــن را بهتر ز جان می دانیم
ما بـــایــد دانــــا باشــیـم هشــیـــار و بینا باشـیـــم
از بــــهـــر حــفــظ ایـــران بایـــد توانــــا باشــیـــم
آبـــاد باش ای ایــــران آزاد باش ای ایـــــــــران
از ما فـــــرزنـــدا ن خـــود دلشاد باش ای ایـــــران
متاسفانه زمانه جوری شده که ما رو به بی تفاوت بودن عادت دادن.زیاد برامون اهمیت نداره که سهم ما از دریای خزر چقدر شده ٬چی به سرمون اومده و چی داره میاد.خب حالا بگذریم همه اینها رو گفتم که فقط یه خواهش کوچولو ازتون داشته باشم حداقل اگه یک ذره حس میهن دوستی بین شما وجود داره فقط چند لحظه وقت بذارین و به این سایت برین و یه امضای کوچولو بکنین فکر کنم دیگه برای چی و چراشو خودتون کاملا در جریان باشید.
http://new.petitiononline.com/sos02082/petition.html

وطن یعــنــی ســـرای ترک با پارس وطــن یـعـنــی خـلـیــج تـــا ابــد فــارس
بهشـتـی چشــم را گســترده در پیش ابـومـوسـی و مـیـنـو ، هـرمز و کـیــش
این عکس چیست؟

فکر نمیکنم درست جواب داده باشید! شاید اگر نمای واضحتری ببینید بتوانید جواب بدهید:

باز هم که نتوانستید حدس بزنید. یعنی بازم می خواین از نزدیک تر ببینید؟
دیگه مجبورم خودم جواب بدم

عکسهایی که مشاهده کردید هزاران پنگوئن �کینگ� را با نوزادهایشان نشان میدهد. برای جلوگیری از یخ زدن جوجه پنگوئنها، آنها یک گردهمایی بزرگ ترتیب دادهاند تا با حرارت بدنهایشان یکدیگر را از سرما حفظ کنند. آن لکههای قهوهای بزرگ در عکسهایی که از ارتفاع زیاد گرفته بودند، در واقع جوجه پنگوئنهای قهوهای بودند.این عکسها از یک هلیکوپتر و از ارتفاع 600 متری از منطقهای به نام جورجیای جنوبی نزدیک جزایر معروف فالکلند در اقیانوس اطلس جنوبی گرفته شدهاند.درجه حرارت در هنگامی که عکسها گرفته میشدند، منفی 15 درجه سانتیگراد بود.جوجه پنگوئنها در 3 هفته اول زندگی نمیتوانند درجه حرارات بدن خود را تنظیم کنند، بنابراین والدین مجبور هستند آنها را به صورت گروهی نزدیک هم نگه دارند و هر 3-2 ساعت به آنها غذا بدهند.
سال 3000 به روایت تصویر!














من اشتباهیم... چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟ من بی دفاعم. من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم. نه کسی منو میشناخت، نه کسی بنده رو میدید. نه ثروت مند بودم ونه هیچ چیز دیگر. همه ی سهم من از زندگی کار کردن در زیرزمین اداره ی بایگانی بود، لای پرونده ها. من ساده بودم. من همه چیز رو باور میکردم. من با هیچ کس مخالفت نمیکردم. سرم به کار خودم بود و شریف بودم. من نمیخواستم به بانک برم، من نمیتونستم طبیب باشم، من نمیتونستم سرهنگ باشم، من نمیخواستم شعر بگم. من مقاومت کردم تا حد توانم، اما توانم کم بود. بنده ضعیف بودم. برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران. و من به همه احترام میگذاشتم، من به همه احترام میگذاشتم و من شروع کردم به بازی کردن، شروع کردم به سرگرم شدن و بعضی وقتها یادم رفت که کجام و همه ی اینهایی که میگند مال من نیست، حق من نیست و من اشتباهیم... تقصیر من بود، تقصیر دیگران هم بود. اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم بر نداشتم. من هیچ چیزی رو توی جیبم نذاشتم، من از سهم کسی نزدم. من فقط اشتباهی بودم. خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم، خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم. من فقط اشتباهیم. چه دفاعی از خودم بکنم؟ من بی دفاعم. حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم. جناب قاضی من از هیچکس توقعی ندارم... خدایا تو منو ببخش...






خب نظر شما چیه؟؟
به نظر شما شباهتی بین مسعود و محمود وجود داره؟
آیا واقعا مسعود شصت چی ها بی گناهند یا این تقصیر خود ما هستش که باعث میشیم این افراد در جامعه پا بگیرند و به مقامهای بالا که در حد و توانشون نیست برسند و بعد هم انتظار داشته باشیم خیلی معقول و منطقی عمل کنند؟؟؟!!!!

روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیبا ترین قلب را درتمام آن منطقه دارد.
جمعیت زیاد جمع شدند. قلب او کاملاً سالم بود و هیچ خدشهای بر آن وارد نشده بود و همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیدهاند. مرد جوان با کمال افتخار با صدایی بلند به تعریف قلب خود پرداخت.
ناگهان پیر مردی جلوی جمعیت آمد و گفت که قلب تو به زیبایی قلب من نیست. مرد جوان و دیگران با تعجب به قلب پیر مرد نگاه کردند قلب او با قدرت تمام میتپید اما پر از زخم بود. قسمتهایی از قلب او برداشته شده و تکههایی جایگزین آن شده بود و آنها به راستی جاهای خالی را به خوبی پر نکرده بودند برای همین گوشههایی دندانه دندانه درآن دیده میشد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکهای آن را پرنکرده بود، مردم که به قلب پیر مرد خیره شده بودند با خود میگفتند که چطور او ادعا میکند که زیباترین قلب را دارد؟
مرد جوان به پیر مرد اشاره کرد و گفت تو حتماً شوخی میکنی؛ قلب خود را با قلب من مقایسه کن؛ قلب تو فقط مشتی رخم و بریدگی و خراش است .
پیر مرد گفت: درست است. قلب تو سالم به نظر میرسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمیکنم. هر زخمی نشانگر انسانی است که من عشقم را به او دادهام، من بخشی از قلبم را جدا کردهام و به او بخشیدهام. گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است که به جای آن تکهی بخشیده شده قرار دادهام؛ اما چون این دو عین هم نبودهاند گوشههایی دندانه دندانه در قلبم وجود دارد که برایم عزیزند؛ چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند. بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیدهام اما آنها چیزی از قلبشان را به من ندادهاند، اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآور هستند اما یادآور عشقی هستند که داشتهام. امیدوارم که آنها هم روزی بازگردند و این شیارهای عمیق را با قطعهای که من در انتظارش بودهام پرکنند، پس حالا میبینی که زیبایی واقعی چیست؟
مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد، در حالی که اشک از گونههایش سرازیر میشد به سمت پیر مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعهای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیر مرد تقدیم کرد پیر مرد آن را گرفت و در گوشهای از قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت ..
مرد جوان به قلبش نگاه کرد؛ دیگر سالم نبود، اما از همیشه زیباتر بود زیرا که عشق از قلب پیر مرد به قلب او نفوذ کرده بود....
۱) ماهیچه سابکلاویوس: ماهیچه کوچکی که شانه را به اولین دنده وصل می کند. این ماهیچه فقط در صورتی فایده داشت که انسانها روی چهار دست و پا راه می رفتند. بعضی از افراد یکی و بعضی دیگر دو تا از این ماهیچه دارند. تعدادی نیز فاقد این ماهیچه هستند.
۲) آپاندیس: این عضو به انسانهای اولیه در هضم گیاهان کمک می کرد. امروزه هر سال سیصد هزار آمریکایی آپاندیس خود را عمل می کنند (برمی دارند).
۳) مجراهای شیر در مردان
۴) دندانهای عقل: این دندانها به انسانهای اولیه که مقدار زیادی از گیاهان تغذیه می کردند در جویدن غذا کمک می کردند. امروزه فقط 5 درصد جمعیت دندانهای عقل سالمی دارند.
۵) ماهیچه های گوش بیرونی: سه ماهیچه که به انسانهای اولیه اجازه می داد تا گوشهای خود را (مانند سگ و گربه) تکان دهند.
۶) دنده گردن: دنده های کوچکی که در یک درصد از انسانها دیده می شوند و می تواند باعث مشکلات عصبی یا سرخردگی شود. این دنده ها باقیمانده عصر خزندگی در انسان هستند.
۷) مژه سوم: پرندگان از این مژه برای حفاظت از چشم و پاک کردن گردوغبار استفاده می کنند. انسانها قسمت کوچکی از این مژه را در داخل گوشه چشم خود دارند.
۸) ماهیچه پالماریس: ماهیچه درازی که از آرنج تا مچ کشیده می شود. از این ماهیچه برای آویزان شدن و بالا رفتن استفاده می شده است. یازده درصد انسانها فاقد این ماهیچه هستند.
۹) مو: درحالی که ابروها از ریزش عرق جلوگیری می کنند و یا اینکه موی صورت مردان ممکن است برای زنان جذاب باشد اکثر موهای بدن انسان هیچ کار خاصی انجام نمی دهند.
۱۰) بلند کننده پیلی: حیوانات با استفاده از این ماهیچه موهای خود را به منظور بیشتر گرم شدن یا ترساندن حیوانات دیگر پف می کنند. با کمک همین ماهیچه است که مو بر تن ما سیخ می شود!
۱۱) ماهیچه پالانتاریس: این ماهیچه پا به میمون ها کمک می کند تا بتوانند با پای خود چنگ بزنند. نه درصد از انسانها فاقد این ماهیچه هستند.
۱۲) استخوان COCCYX: کنترل کننده دم حیوانات. حیوانات از دم برای تعادل یا ارتباط استفاده می کنند. خارج کردن این استخوان از بدن هیچ مشکلی برای سلامتی ایجاد نمی کند.
۱۳) سیزدهمین دنده: این دنده در گوریل ها و شامپانزه ها وجود دارد ولی فقط هشت درصد انسانها دارای این دنده اضافی هستند.