
الهی ٬ این سوز ما امروز درد آمیز است
نه طاقت به سر بردن نه جای گریز است
این چه تیغ است که چنین تیز است ؟
الهی ٬ درد می دانم و دارو نمی دانم
الهی ٬ تو شفا ساز که از این معلولان شفایی یابد
تو گشایشی ده که از این بندیان کاری نگشاید
به سامان آر که سخت بی سامانیم / جمع دار که بس پریشانیم
دانایی ده که از راه نیفتیم / بینای ده که در چاه نیفتیم
نگاه دار تا پریشان نشویم / به راه دار تا پشیمان نشویم
بیاموز تا راه از چاه بدانیم / برافروز تا در تاریکی نمانیم
همه را از خود رهایی ده / همه را با خود آشنایی ده
همه را از مکر اهرمن نگاه دار / همه را از فتنه ی نفس آگاه ساز
از نفس بدم رهایی ده یارب / از قید خودم رهایی ده یارب
بیگانه زآشنا و خویشم گردان / یعنی به خود آشنایی ده یارب
یارب زشراب عشق سرمستم کن
و از عشق خودت نیست کن و هستم کن
و از هرچه به جز عشق تهی دستم کن
یک باره به بند عشق پابستم کن
الهی ٬ آن که تو را دشمنی آموخت سوخت !
آن کس که جوهر حیات شناخت لب دوخت !
آن که دم از بیگانگی زد آشنایی نیاموخت !
دل جایگاه مهر است نه جای جوشش و کین !
جان از دوستی جان گیرد و کینه با کین
دوستی کلید درهای بسته است و مرهم دلهای شکسته
چه زیباست جهان اگر بینایی آموزیم
و چه مهربانند جهانیان اگر دریچه دل پر مهر را بگشایم

امروزه
نوروز بزرگترین جشن باستانی ایرانیان است. گستره ی این جشن نه تنها در
ایران که در میان تیره های گوناگون آریایی و جدای مانده از میهن است. چه
در کردستان و چه در آذرآبادگان و چه بلوچستان و در میان تیره های بختیاری
و لر و تالشی و تاجیک و افغان و.... این جشن با شکوه بزرگ و درخوری برگزار
میشود. و این همان چیزیست که ایرانیان و تیره های آریایی برای یکپارچگی
نیازمندند.
نوروز، جشن ایرانیان از روزگاران کهن
پر شکوه ترین جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است که روایت
های تاریخ درباره پیدایش آن بسیار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردین یا
« فرودگان » است که یاد آور اجداد و نیاکان ما بود و چنان می پنداشتند که
در پنج شب ، روان پاک مردگان ، برای دیدار سامان زندگی و روزگار
بازماندگان به زمین فرود می آیند و در خانه و آشیانه خویش سرگرم تماشا و
دیدار می شوند . اگرخانه روشن و پاکیزه و باشندگان(ساکنان) آن آسوده و شاد
باشند ، روان درگذشتگان مسرور و سر افراز برمی گردند. اما اگر جز این
باشد، آنان اندوهگین وناراحت به جایگاه خویش باز می گردند و تا سال آینده
چشم براه می نشینند.
فردوسی بزرگ درباره ی پیدایش نوروز چنین میگوید:
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا
بجمشید بر گوهر افشاندند
مران روز را روز نو خواندند
درباره
ی پیدایش نوروز در روایتی دیگر چنین آمده است که نیشکر را جمشید در این
روز یافت و مردم از پیدایش آن در شگفت شدند . پس جمشید دستور داد تا از (
شهد آن ) شکر ساختند و به مردم پیشکش کنند. از این رو ، آن را نوروز
نامیدند.
همچنین گفته شده که اهریمن ، بلای
خشکسالی و قحطی را بر زمین فرو نشانید . اما جمشید به جنگ با اهریمن
پرداخت و درپایان او را شکست داد . آنگاه خشکسالی، قحطی و گجستگی را بر
روی زمین از ریشه بخشکانید و به زمین بازگشت با بازگشت وی درختان و هر
نهال و چوب خشکی سبز شدند . پس مردم این روز را « نوروز » خواندند و هر کس
به یمن و خجستگی در تشتی جو کاشت و این رسم سبزه نشانیدن در ایام نوروز از
آن زمان به امروز بجای مانده است.
سر سال نو هرمز فروردین
بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بما ماند از آن خسروان یادگار
نوروز در تخت جمشید و استوره ی آن:
همانگونه که گفته شد‚ افزون بر ریخت دیوانی پارسه، یکی از کاربرد های دیگر تخت جمشید برگزاری جشن نوروز در آنجا بوده.
در اینجا به برخی از فرنودهای استوره ای جشن نوروز خواهیم پرداخت.یکی از آنها باورمندی به فرود آمدن فروهرها در نوروز است.
باور
دیگر این است که در نوروز فروهر انسان از آسمان به زمین آمد و در کالبد
انسان جای گرفت و در این روز فروهر درگذشتگان به زمین باز میگردد. (آیین
خانه تکانی به گمان بالا انگیزه ی همین استوره بوده تا روانهای فرود آمده
از هر گونه پلیدی و ناپاکی دور بمانند)
در
استوره دیگر آمده است نوروز نخستین روز پادشاهی جمشید پس از ساختن کاخی با
شکوه است و استوره دیگر نوروز را روزی میداند که جمشید یگان های اندازه
گیری را تایین نمود. یگان اندازه گیری درازا 1 بند انگشت (اینچ) در پارسه
به کار میرفته که هر یگان آن برابر 2.2 سانتیمتر بوده.
در خیام نامه آمده است :
چون
از امیری جمشید 421 سال گذشت ، جهان از او یکسره راست همی آمد .ایران و
ایرانیان هم مطیع و مرید او شدند تا بفرمود گرمابه های بسیار ساختند و سیم
و زر از معادن بر آوردند و دیبای ابریشمی بافتند که آن روز ، روز اول «
حمل » بود . پس جشنی بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردین
آید ، آن روز را جشن گیرند.
در میان تیره های آریایی که باشنده ی راستین ایران زمین بودند، جشن سال نو در به دو گونه زیر بوده است :
آریاییها
در روزگاران باستانی دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما دارای دو
ماه و فصل گرما دارای ده ماه می شد . ولی پس از مدتی ، تابستان دارای هفت
ماه و زمستان دارای پنج ماه شد . در هر یک از این دو فصل جشنی برگزار می
کردند که هر دو این جشنها را آغاز سال نو گفته می شد. در جشن نخست که به
هنگام آغاز فصل گرما یعنی به هنگامی که گله ها را از آغل به چمنهای سبز و
خرم می کشانیدند و از دیدن چهره ی گرمابخش خورشید شاد می شدند. جشن دوم با
شروع سرما آغاز می شد . در این روزها گله را به آغل باز می گرداندند و با
توشه های اندوخته از آنها نگهداری می کردند . بر پایه گواهی ها و داده ها
، جشن نوروز حتی به هنگام تدوین بخش کهن اوستا نیز در آغاز بهار بر پا می
شده و شاید به ریختی که اکنون بر ما نمایان نیست آن را در برج مزبور ثابت
نگاه می داشتند .
جشن نوروز شش روز پشت سر هم
دنبال میشد و در این روزها ، فرماندهان بار عام می دادند و مهتران خاندان
خود را به ترتیب می پذیرفتند و به حاضران عیدی می دادند . در روز نخست سال
مردم زود از خواب برمی خواستند ، به کنار نهرها و کاریز ها و خود را می
شستند و به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند . پگاه پیش از
آنکه سخنی گویند ، شکر یا عسل می خورند و برای نگهداری بدن از نا خوشی ها
و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند.
ابزارهایی که در زمان جمشید پادشاه استوره ای ایران ساخته شد:
جنگ افزارهای گوناگون:
بفر کیی نرم کرد آهنا *** چو خود و زره کرد و چون جوشنا
چو خفتان و تیغ و چو بر گستوان *** همه کرد پیدا بروشن روان
بافتن پارچه و دوختن و شستن آن:
زکتان ابریشم و موی قز *** قصب کرد پرمایه دیبا و خز
بیاموختشان رشتن و تافتن *** بتار اندرون پود را بافتن
چو شد بافته شستن و دوختن *** گرفتند از و یکسر آموختن
خشت و گچ:
بفرمود پس دیو ناپاک را *** بآب اندر آمیختن خاک را
هر آنچ از گل آمد چو بشناختند *** سبک خشت را کالبد ساختند
بسنگ و به گچ دیو دیوار کرد *** نخست از برش هندسی کار کرد
ساختن گرمابه و کاخ:
چو گرمابه و کاخهای بلند *** چو ایران که باشد پناه از گزند
سیم و زر و یاقوت:
بچنگ آمدش چند گونه گهر *** چو یاقوت و بیجاده و سیم زر
پزشکی و درمان:
پزشکی و درمان هر درد مند *** در تندرستی و راه گزند
کشتی و دریانوردی:
گذر کرد از آن پس به کشتی بر آب *** ز کشور به کشور گرفتی شتاب
اما
نوروز ، پس از مرگ جمشید(جمشیدیان) نیز زندگی خود را دنبال کرد. نوروز از
همه ی تاخت و تازهای مغولها، یونانیان، تازیان، ترکها و... جان سالم بدر
برد. چرا که نوروز در خون مردمان آریایی جاریست.
هر روزتان نوروز **** نوروزتان پیروز

با ارزوی 12 ماه شادی 52 هفته خنده 365 روز سلامتی 8760ساعت عشق 525600دقیقه برکت 315300ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک
بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد! دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهارها را برایت آرزو مندم
لحظه ای که سال تحویل میشه ... تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند میزنی ... کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبای سرخت بمونه... سال نو مبارک گلم
فرخنده باد بر همگان مقدم بهار
نوروز , جاودانه ترین جشن روزگار
آسمان را می خواهم برای عبور ، جاده باریکست .....
ماه را می خواهم برای نور ، راه تاریکست ......
تورو می خواهم برای نظافت ، عید نزدیکست
==== امیدوارم سال خوبی داشته باشد ====
چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه.
نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز
خواستم برات سبزه عید بفرستم...
گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش...
ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی . نوروز مبارک
این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم
سبزه را با یاد روی سبزه ات
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردیه گونه هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سیر با یاد تندی کلامت
با همه خوبی ها و بدی هایت ... دوستت دارم
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز 87 مبارک
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز
بهار بهترین بهانه برای اغاز واغاز بهترین بهانه برای زیستن
آغاز بهار بر شما مبارک
بهار میاد همه چی رو تازه میکنه.سال،ماه،روزها رو،هوا و طبیعت ولی فقط یه چیزو کهنه میکنه که به همه ی تازگی می ارزه---سال نو مبارک
افسوس می خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو..............بهار می اید ؟...امدی در سرمای زمستان... به سردی زمستان بودی..... به غم انگیزی شبهای تنهایی..... به خشکی برف ...می روی..... بهار می اید ...به نظر معامله خوبی است....امید ان دارم بهار گلی بر چهره ات بنشاند ...چه امید مبهمی...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هیچ گاه بهار را نمی بیند...
مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سمبل خوشبو مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشید
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
******** سال نو مبارک********


باید صرفه جویی کرد زیرا سالهای بی برکتی در پیش است.سالی مناسب برای تنبل ها و اهل قرض.
امسال سال خوبی برای سرمایه گذاریست اما در هر حال باید جانب احتیاط را رعایت کرد که بعدا مجبور به وام گرفتن نشویم.از نظر سیاسی بدلیل تعداد زیاد اعتراض کنندگان سال جالبی است.
همچنین امسال برای ادیبان و نویسندگان سال بسیار خوبی است بچه های متولد در این سال اگر در تابستان بدنیا بیایند خوش اقبال ترند.
برای موش:امسال موشها تحت حمایت طبیعت قرار دارند چه در عشق و چه در کار با موفقیت روبرو می شوند.اگر مشغول نوشتن داستانی باشیم قطعا تا پیش از پایان آن ناشری پیدا می شود.
برای گاو:از فرصتهای خوب این سال باید گاوها استفاده کنند.احتیاطا مبلغی پول کنار بگذاریم.
برای ببر:ببرها باید از فرصتها استفاده کنند و برنامه ای برای آینده تنظیم نمایند.موفقیت قابل ذکری در این سال برای ببرها وجود ندارد هر چند که علاقه مند به انجام کار باشند.
برای گربه:گربه ها باید محتاطانه عمل کنند و چندان به دوستانشان اعتماد نکنند.در این سال ممکن است گربه ها حسابی به درد سر بیفتند.
برای اژدها:سالی خوب و بهترین فرصت برای سرمایه گذاری آنهاست همچنین امکان ماجراجویی عشقی در کنار یک موش جذاب
برای مار:امسال برای مارها سالی هیجان انگیز است.اما هر گونه مشکلی را حل می کنند.مارها در این سال در هر موقعیت و شرایطی هوشیارند.
برای اسب:سالی بد زیرا موشها از هر فرصتی برای آزار و اذیت شما استفاده خواهند کرد.
برای بز:بهتر است بزها در گوشه ای آرام بگیرند و مراقب وضع مالی دیگران باشند زیرا امسال از نظر مالی هیچ موفقیتی را بدست نمی آورند.
برای میمون:سالی عالی.به هر کاری که دست بزنند موفق می شوند و اگر موشی بدام عشق میمون بیفتد خوشبخت ترین میمون روی زمین خواهد شد.
برای خروس:باید مواظب سرمایه گذاریشان باشند.این خطر برای خروسها وجود دارد که با یک دست دو هندوانه بلند کنند.
برای سگ:سرمایه گذاری برای سگ جالب نیست چون انتظار سود بیشتری دارد.حوصله سگ بکلی سر می رود.
برای خوک:امسال برای خوکها بهترین فرصت برای سرمایه گذاری های سود آور است.امکان زیادی وجود دارد تا خوکها عاشق شوند.بطور کلی سال پرحاصلی پیش روی آنهاست.

نوروز ماندگار است تا یک جوانه باقی است
باقی است جمع جانان تا این یگانه باقی است
بار دگر بریدند نا ی و نواش اما!
این ساز می نوازد تا یک ترانه باقی است
سینه به سینه گفتند کوتاه تا شود شب
کوتاه می شود شب وقتی فسانه باقی است
عید است و نامه دارم از من رسان سلامی
بشتاب ای کبوتر تا آشیانه باقی است
گم کردمش نشانیش یک کوچه تا جوانی
پیداش کن پرنده تا این نشانه باقی است
می چینمت دوباره از آسمان کرمان
پرواز کن ستاره تا بام خانه باقی است
نور نگاه کوروش بر بردگان بابل
بعد از هزارها سال در هگمتانه باقی است
زیباست حرف باران در کوچه های تبریز
آواز مولوی هست تا یک چغانه باقی است
دود اجاق وصلی کو در سفر بر افراشت
بعد از هزار منزل دربلخ و بانه باقی است
در حیرتم که بعد از کشتار عشق اینک
در زیر سقف تاریخ عطر زنانه باقی است
تازی و کینه توزی جهل و سیاه روزی
نفرین بر آنکه عدلش با تازیانه باقی است
عصر دگر برآید این نیز هم سرآید
گر نیستت یقینی حدس و گمانه باقی است
یغمائیان ربودند محصول عمر ما را
بشتاب و کشت میکن تا چند دانه باقی است
افراط کرد و تفریط این ساربان گمراه
ای کاروان سفر خوش راه میانه باقی است
علیرضا میبدی

فلسفه هفت سین چیست؟ به طور مقدمه باید دانست که عدد "هفت" نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی « زهره ، مشتری ، عطارد ، زحل ، مریخ ، زمین و خورشید » عدد هفت را گرامی می داشتند. نیاکان ما که زرتشتی بودند ، اعتقاد داشتند که عقل مقدس یعنی " اهورامزدا " که به او "سپند مینو" نیز می گفتند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با "سپندمینو" تشکیل (هفت سپند) می دهند.
علت این که هفت سین به راستی هفت سین است ، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سین شروع می شده ، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی ، چیزهائی در نظر گرفته شده که هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.
عدد هفت در قدیم : مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند ، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است ، ایام هفته هفت روز است.
هفت از نظر مذاهب: به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد . عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.
هفت در آئین مسیح : هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.
هفت در اسلام: آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .
هفت در تصوف : هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحید ، 6) حیرت ، 7)فنا ، مولوی می گوید:
هفت شهر عشق را عطار گشت .........................ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
هفت در تاریخ : همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.
معابد هفت طبقه: در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد
